به گزارش پایگاه خبری داماهی، هرمزگان دروازه تجارت و یکی از مهمترین کانونهای تولید ثروت در ایران است؛ استانی که بنادر راهبردی، پالایشگاهها، صنایع فولادی و معدنی، مجتمعهای بزرگ اقتصادی، ظرفیتهای کمنظیر دریایی و بخش قابلتوجهی از مبادلات تجاری کشور را در خود جای داده است.
بااینحال، در فاصلهای نهچندان دور از دیوارهای بلند همین صنایع، خانوادههایی زندگی میکنند که سهمشان از این همجواری، نه اشتغال پایدار و رفاه، بلکه آلودگی، افزایش هزینههای زندگی، فشار بر زیرساختها و دشواری تأمین نیازهای اولیه است.
این تناقض، سالهاست به یکی از پرسشهای جدی مردم هرمزگان تبدیل شده است: چرا استانی که سهم بزرگی در تولید ثروت ملی دارد، نباید سهمی متناسب از برکت این ثروت در سفره، اشتغال و کیفیت زندگی مردم خود ببیند؟
وجود صنایع بزرگ برای هر منطقه میتواند فرصتی تاریخی باشد؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، توسعه زیرساختها، رونق کسبوکارهای محلی، ارتقای آموزش و سلامت و کاهش محرومیت؛ اما اگر پیوند میان صنعت و جامعه میزبان بهدرستی شکل نگیرد، همین فرصت به منشأ شکاف اجتماعی و احساس تبعیض تبدیل خواهد شد.
ثروتی که از هرمزگان میگذرد، اما در هرمزگان نمیماند
هر روز حجم بزرگی از کالا، انرژی، مواد اولیه و سرمایه از هرمزگان عبور میکند یا در این استان به چرخه تولید و تجارت وارد میشود.
فعالیت صنایع بزرگ برای اقتصاد کشور ضروری است و نقش مدیران، کارگران و متخصصان این مجموعهها را نمیتوان نادیده گرفت؛ اما مسئله اساسی این است که سهم جامعه محلی از این فعالیتها تا چه اندازه روشن، قابلاندازهگیری و متناسب با هزینههایی است که میپردازد؟
مردم شهرها و روستاهای پیرامون صنایع با پیامدهای مستقیم توسعه صنعتی مواجهاند؛ از آلودگی هوا، دریا و خاک گرفته تا افزایش تردد خودروهای سنگین، استهلاک جادهها، فشار بر منابع آب و برق، گسترش سکونتگاههای نامتوازن و افزایش تقاضا برای مسکن و خدمات عمومی؛ حضور نیروهای غیربومی و گردش سرمایه نیز در برخی مناطق، بدون سیاستگذاری مناسب، میتواند قیمت زمین، اجارهبها، کالا و خدمات را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، پذیرفتنی نیست که هزینههای توسعه بر دوش مردم منطقه گذاشته شود، اما منافع آن کمتر در زندگی آنان ظهور پیدا کند.
صنعت نباید جزیرهای ثروتمند در میان دریایی از محرومیت باشد؛ همچنان که جامعه محلی نیز نباید فقط هنگام صدور مجوز، واگذاری زمین و تأمین نیروی کار به یاد آورده شود.
مسئولیت اجتماعی، صدقه و تبلیغات مناسبتی نیست
مسئولیت اجتماعی شرکتها، توزیع چند بسته حمایتی، نصب بنر، برگزاری مراسم یا کمکهای پراکنده و فاقد برنامه نیست؛ چنین اقداماتی، هرچند ممکن است در مقاطعی بخشی از نیازهای فوری را برطرف کند، جای برنامهای پایدار، شفاف و توسعهمحور را نمیگیرد.
مسئولیت اجتماعی یعنی یک بنگاه اقتصادی بپذیرد که در برابر جامعه و محیطی که در آن فعالیت میکند، وظیفهای فراتر از تولید و پرداختهای قانونی دارد.
شرکتی که از زمین، ساحل، آب، انرژی، راهها، امنیت و سرمایه انسانی یک منطقه بهره میبرد، باید در بهبود کیفیت زندگی همان منطقه نیز سهمی مشخص داشته باشد.
این مسئولیت باید در برنامه و بودجه سالانه بنگاهها تعریف شود، بر پایه نیازسنجی واقعی شکل بگیرد و نتایج آن در معرض ارزیابی عمومی قرار گیرد.
مردم باید بدانند هر صنعت چه میزان برای مسئولیت اجتماعی اختصاص داده، این منابع در چه پروژههایی هزینه شده و چه تأثیر ملموسی بر زندگی جامعه محلی گذاشته است.
مسئولیت اجتماعی، لطف صنایع به مردم نیست؛ بخشی از تعهد آنها به جامعه میزبان است.
اشتغال بومی؛ نخستین مطالبه مردم
برای جوانی که در همسایگی یک مجتمع عظیم صنعتی زندگی میکند اما بیکار است، آمار تولید و فروش آن مجموعه بهتنهایی امیدآفرین نیست.
نخستین نشانه اثرگذاری صنعت در یک منطقه، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار برای مردم همان منطقه است؛ البته استخدام نیروی بومی نباید به شعاری هیجانی یا تصمیمی مغایر با شایستهسالاری تبدیل شود؛ راهحل، کنار گذاشتن تخصص نیست؛ بلکه باید جوانان هرمزگانی را برای تصدی موقعیتهای تخصصی آماده کرد.
صنایع میتوانند با همکاری دانشگاهها، هنرستانها و مراکز فنیوحرفهای، نیازهای آینده خود را اعلام و دورههای مهارتی هدفمند برگزار کنند.
اعطای بورسیه تحصیلی، کارآموزی واقعی، آموزشهای تخصصی و تضمین جذب افراد واجد صلاحیت، شکاف میان نیاز صنعت و توان نیروی محلی را کاهش میدهد.
در کنار استخدام مستقیم، خرید کالا و خدمات از پیمانکاران، تولیدکنندگان و کسبوکارهای بومی نیز اهمیت دارد و اگر قراردادها فقط در اختیار مجموعههای خارج از استان قرار گیرد و زنجیره تأمین محلی شکل نگیرد، بخش بزرگی از ارزش افزوده صنایع از هرمزگان خارج خواهد شد.
صنعت زمانی به موتور توسعه منطقه تبدیل میشود که پیرامون خود صدها کسبوکار کوچک و متوسط ایجاد کند؛ نه اینکه مانند جزیرهای بسته، ارتباط اقتصادی محدودی با جامعه اطراف داشته باشد.
محیطزیست؛ هزینهای که نباید مردم بپردازند
توسعه اقتصادی بدون رعایت الزامات زیستمحیطی، در نهایت هزینهای سنگینتر به جامعه تحمیل میکند.
هرمزگان دارای زیستبومی حساس است؛ از جنگلهای حرا، سواحل و آبزیان گرفته تا سکونتگاههای انسانی که زندگی و معیشتشان با دریا پیوند خورده است.
آلودگی هوا و دریا فقط یک مسئله محیطزیستی نیست؛ مستقیماً با سلامت مردم، امنیت غذایی، صیادی، گردشگری و معیشت ساحلنشینان ارتباط دارد و ازاینرو، نصب و بهروزرسانی تجهیزات کنترل آلایندگی، پایش مستمر و مستقل، انتشار عمومی آلایندگی، پایش مستمر و مستقل، انتشار عمومی نتایج سنجشها و جبران خسارتهای احتمالی باید به مطالبهای جدی تبدیل شود.
مردم حق دارند بدانند صنایع مجاور محل زندگیشان چه میزان آلایندگی تولید میکنند، چه استانداردهایی را رعایت کردهاند و برای کاهش اثرات فعالیت خود چه برنامهای دارند و گزارشهای زیستمحیطی نباید اسنادی دور از دسترس باشند؛ شفافیت در این حوزه، هم حق جامعه است و هم میتواند اعتماد عمومی به صنایع مسئولیتپذیر را افزایش دهد.
توسعهای که بیمارستان، مدرسه و آب سالم ندارد
مسئولیت اجتماعی باید به مسائل اساسی و ماندگار جامعه پاسخ دهد؛ ساخت و تجهیز مراکز درمانی، توسعه اورژانس، ایجاد مدارس استاندارد، تأمین فضاهای آموزشی و ورزشی، بهبود شبکه آب و فاضلاب، حمایت از حملونقل عمومی و تقویت زیرساختهای روستایی از جمله حوزههایی است که مشارکت هدفمند صنایع در آنها میتواند آثار بلندمدت داشته باشد.
در بسیاری از مناطق، مردم بیش از پروژههای نمایشی به خدمات پایه نیاز دارند؛ مدرسهای ایمن، درمانگاهی مجهز، جادهای استاندارد، آب آشامیدنی پایدار یا امکان آموزش یک مهارت درآمدزا، تأثیری بهمراتب عمیقتر از هزینهکردهای تبلیغاتی کوتاهمدت دارد.
البته مسئولیت اجتماعی صنایع نباید جای وظایف قانونی دستگاههای اجرایی را بگیرد و دولت و نهادهای عمومی همچنان مسئول تأمین خدمات اساسیاند؛ اما صنایع بزرگ میتوانند در قالب برنامهای هماهنگ، شفاف و کارشناسیشده به تسریع توسعه و رفع عقبماندگیهای تاریخی کمک کنند.
استانی ثروتمند با مردمی گرفتار تنگنای معیشت
زیبنده هرمزگان نیست که با وجود برخورداری از این حجم از ظرفیتهای اقتصادی، همچنان بخشهایی از جمعیت آن با محرومیت، بیکاری و کمبود زیرساختهای ضروری مواجه باشند؛ استمرار چنین وضعیتی، نهتنها با عدالت منطقهای سازگار نیست، بلکه سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم به مسیر توسعه را نیز تضعیف میکند.
هنگامی که مردم آثار ملموس صنایع را در اشتغال فرزندان، بهبود آموزش، دسترسی به درمان، کاهش آسیبهای زیستمحیطی و رونق کسبوکارهای محلی مشاهده نکنند، طبیعی است که نسبت به توسعه صنعتی احساس تعلق نداشته باشند؛ نمیتوان از جامعه میزبان انتظار همراهی داشت، اما نگرانیها و مطالباتش را نشنید.
هرمزگان ظرفیت آن را دارد که الگویی موفق از همزیستی صنعت و جامعه باشد؛ مشروط بر آنکه توسعه از پشت حصار کارخانهها عبور کند و به محلهها، روستاها و سفرههای مردم برسد.
ضرورت تدوین سند استانی مسئولیت اجتماعی
یکی از مشکلات موجود، پراکندگی و نبود اولویتبندی روشن در هزینهکرد منابع مسئولیت اجتماعی است؛ گاهی پروژههایی اجرا میشوند که نه بر اساس نیاز واقعی مردم، بلکه بر مبنای پیشنهادهای مقطعی، روابط سازمانی یا ملاحظات تبلیغاتی شکل گرفتهاند و نتیجه این رویکرد، توزیع نامتوازن منابع و کاهش اثربخشی آنهاست.
برای رفع این مشکل، تدوین سند جامع مسئولیت اجتماعی صنایع هرمزگان ضروری به نظر میرسد؛ سندی که با مشارکت نمایندگان صنایع، دستگاههای تخصصی، دانشگاهها، رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و نمایندگان واقعی جوامع محلی تهیه شود.
در این سند باید سهم و تعهد هر بنگاه، مناطق اولویتدار، شاخصهای محرومیت، پروژههای قابل اجرا، زمانبندی و سازوکار نظارت مشخص باشد.
همچنین لازم است سامانهای عمومی برای انتشار اطلاعات ایجاد شود تا نام شرکت، میزان منابع اختصاصیافته، محل هزینهکرد، پیمانکار و میزان پیشرفت هر پروژه در دسترس مردم قرار گیرد.
بدون شفافیت، مسئولیت اجتماعی ممکن است به فهرستی از ارقام و ادعاهای غیرقابل ارزیابی تبدیل شود؛ اما وقتی اطلاعات در معرض دید جامعه باشد، شرکتهای پیشرو شناخته میشوند، عملکرد ضعیف نیز آشکار خواهد شد و رقابتی مثبت میان بنگاهها برای اثرگذاری بیشتر شکل میگیرد.
رسانه؛ پل مطالبهگری، نه تریبون تخریب
رسانههای هرمزگان در این میان مسئولیتی جدی دارند؛ مطالبه مسئولیت اجتماعی نباید به تخریب صنایع یا نادیده گرفتن نقش آنها در اقتصاد و اشتغال تبدیل شود؛ همانگونه که انتشار گزارش عملکرد شرکتها نیز نباید به بازنشر بیچونوچرای محتواهای تبلیغاتی محدود بماند.
رسانه حرفهای باید منصفانه و مستند پرسش کند: سهم اشتغال بومی هر صنعت چقدر است؟ چه میزان از خریدها و قراردادهای آن به مجموعههای محلی رسیده است؟ بودجه مسئولیت اجتماعی چگونه هزینه شده؟ صنایع برای کنترل آلایندگی چه کردهاند؟ مردم مناطق پیرامونی چه ارزیابیای از عملکرد آنها دارند؟
داماهی معتقد است میان حمایت از تولید و دفاع از حقوق مردم تضادی وجود ندارد؛ صنعتی که استانداردهای محیطزیستی را رعایت کند، نیروی بومی را آموزش دهد، زنجیره تأمین محلی ایجاد کند و در توسعه جامعه میزبان نقش داشته باشد، نهتنها مورد انتقاد قرار نمیگیرد، بلکه شایسته معرفی و تقدیر است.
برکت صنعت باید بر سر سفره مردم دیده شود
مردم نجیب و مهماننواز هرمزگان، سالها میزبان صنایع، بنگاههای بزرگ اقتصادی و نیروهای انسانی مهاجر بودهاند و امروز آنان بیش از وعده و گزارشهای پرزرقوبرق، خواهان نتیجهای هستند که در زندگیشان قابل لمس باشد: شغلی پایدار برای جوانان، هوایی سالمتر، دریایی پاکتر، مدرسهای بهتر، مراکز درمانی در دسترستر و اقتصادی محلی که از حضور صنایع رونق بگیرد.
سهم هرمزگان از توسعه صنعتی نباید فقط دود، ترافیک، استهلاک زیرساختها، گرانی مسکن و فشار بر منابع عمومی باشد؛ برکت این صنایع باید از اعداد صورتهای مالی خارج شود و به سفره مردم منطقه برسد.
امروز زمان آن رسیده است که مدیران صنایع، مسئولان استانی، نهادهای نظارتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، مسئولیت اجتماعی را از حاشیه نشستها به متن تصمیمهای اقتصادی بیاورند.
آینده هرمزگان در گرو الگویی از توسعه است که هم چرخ تولید را بچرخاند و هم زندگی مردم را بهتر کند.
صنعتی که در کنار خود رفاه، سلامت، اشتغال و امید ایجاد نکند، هرچقدر هم بزرگ باشد، هنوز نتوانسته است به بخشی واقعی از جامعه میزبان تبدیل شود.