یادداشت روز؛

سهمیه سوخت هرمزگان را با نسخه واحد کشوری نمی‌توان سنجید

هر تصمیمی در حوزه سوخت، اگر از واقعیت‌های میدانی و شرایط زیست‌پذیر هر استان جدا شود، به‌جای عدالت، نابرابری تولید می‌کند؛ کاهش سهمیه سوخت خودروها در استان هرمزگان از همین جنس تصمیم‌هایی است که اگر بدون بازنگری و مطالعه بومی اجرا شود، می‌تواند فشار مضاعفی بر زندگی روزمره مردم، حمل‌ونقل عمومی، فعالان اقتصادی و خانواده‌هایی وارد کند که پیشاپیش نیز زیر بار هزینه‌های معیشت و تردد کمر خم کرده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری داماهی، هرمزگان استانی معمولی نیست؛ نه از نظر اقلیم، نه از نظر گستره جغرافیایی و نه از حیث زیرساخت‌های سوخت جایگزین؛ در این استان، گرمای شدید و طولانی‌مدت تنها یک ویژگی آب‌وهوایی نیست؛ بخشی از واقعیت زندگی مردم است.

 

در ماه‌های گرم سال، استفاده از کولر خودرو در هرمزگان نه یک انتخاب رفاهی، بلکه ضرورتی برای تردد، سلامت و حتی تحمل‌پذیر شدن مسیرهای شهری و بین‌شهری است.

 

بدیهی است که فعالیت مستمر سیستم سرمایشی خودرو، مصرف سوخت را افزایش می‌دهد و نمی‌توان این واقعیت روشن را در محاسبات سیاست‌گذاری نادیده گرفت.

 

از سوی دیگر، فاصله قابل‌توجه میان شهرها، شهرستان‌ها و روستاهای هرمزگان، به‌همراه پراکندگی جمعیت و وسعت جغرافیایی استان، موجب می‌شود مصرف سوخت در این منطقه با بسیاری از استان‌های دیگر قابل مقایسه نباشد.

 

در استانی که برای رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر، شهروندان ناچار به طی مسیرهای طولانی هستند، سهمیه سوخت باید بر مبنای نیاز واقعی تنظیم شود، نه بر اساس یک الگوی یکسان و میانگین‌محور.

 

نکته مهم دیگر، کمبود یا نبود دسترسی مناسب به جایگاه‌های CNG در بخش‌هایی از استان است؛ در شرایطی که در برخی مناطق کشور، استفاده از گاز طبیعی فشرده می‌تواند بخشی از بار مصرف بنزین را کاهش دهد، در هرمزگان بسیاری از شهروندان عملاً چنین انتخابی ندارند.

 

بنابراین بنزین همچنان سوخت اصلی و در مواردی تنها گزینه قابل اتکای خودروهاست و وقتی جایگزین واقعی وجود ندارد، کاهش سهمیه بنزین عملاً به معنای محدود کردن امکان تردد مردم است؛ نه اصلاح الگوی مصرف.

 

از همین‌رو، اعمال سیاست سهمیه‌ای واحد برای همه استان‌ها، بدون لحاظ تفاوت‌های اقلیمی، جغرافیایی و زیرساختی، با اصل عدالت در تضاد است.

 

عدالت، یکسان‌سازی صوری نیست؛ عدالت یعنی هر منطقه بر اساس نیاز واقعی خود دیده شود و استان هرمزگان دقیقاً به همین نگاه نیاز دارد: نگاهی مبتنی بر واقعیت، نه میانگین‌های خشک و بی‌روح کشوری.

 

مردم هرمزگان امروز بیش از هر زمان دیگری انتظار دارند مسئولان ذی‌ربط، پیش از هر تصمیم کاهشی، شاخص‌های اثرگذار بر مصرف سوخت در این استان را به‌صورت مستقل و کارشناسی بررسی کنند؛ از دمای بسیار بالای هوا و طولانی بودن فصل گرما گرفته تا وابستگی بالای خودروها به کولر، از فاصله زیاد میان مناطق مختلف تا کمبود زیرساخت‌های سوخت جایگزین و از نیاز گسترده مشاغل و حمل‌ونقل عمومی به ترددهای روزانه تا فشار اقتصادی ناشی از افزایش هزینه سوخت.

 

بدیهی است تداوم کاهش سهمیه، بدون توجه به این مؤلفه‌ها، فقط یک تصمیم اداری نیست؛ تصمیمی است که می‌تواند هزینه حمل‌ونقل را بالا ببرد، قیمت خدمات را افزایش دهد، معیشت خانوارها را تحت فشار قرار دهد و بر دشواری‌های اقتصادی مردم بیفزاید و در چنین شرایطی، اصرار بر سیاستی یکسان برای همه استان‌ها، بیش از آنکه نشانه نظم باشد، نشانه غفلت از تفاوت‌هاست.

 

اکنون انتظار افکار عمومی از استاندار هرمزگان این است که این موضوع را با جدیت و در بالاترین سطح پیگیری کند و صدای مردم استان را به وزارت نفت و شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران برساند و همچنین وزارت نفت باید پیش از اجرای هرگونه سیاست کاهشی، یک مطالعه کارشناسی، بومی و دقیق درباره شرایط هرمزگان انجام دهد و تصمیم‌گیری درباره سهمیه سوخت این استان را بر اساس واقعیت‌های میدانی پیش ببرد، نه بر پایه نسخه‌های کلی و غیرمنعطف.

 

تا زمانی که زیرساخت‌های CNG در همه شهرستان‌های هرمزگان به‌صورت عادلانه توسعه نیافته و دسترسی مردم به سوخت جایگزین بهبود پیدا نکرده است، کاهش سهمیه بنزین نه عاقلانه است و نه منصفانه.

 

هرمزگان را باید با هرمزگان سنجید؛ با گرمای سوزانش، با فاصله‌های طولانی‌اش، با نیازهای واقعی مردمانش و با محدودیت‌هایی که در هیچ جدول آماری ساده‌ای دیده نمی‌شود.

 

سیاست سوخت، اگر قرار است کارآمد و عادلانه باشد، باید از دل واقعیت‌های استان‌ها بیرون بیاید، نه از روی یک نسخه واحد برای همه.

 

هرمزگان استثنا نیست، اما قطعاً متفاوت است؛ و سیاست‌گذار هوشمند، تفاوت را می‌بیند، نه اینکه آن را نادیده بگیرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *