به گزارش پایگاه خبری داماهی، داود رمضانزاده، هنرمند جوان و عضو کانون فرهنگیهنری سجادیه محله خلفی میناب، با نمایش «مدرسه ما» موفق به کسب رتبه اول کارگردانی بخش تئاتر خیابانی «ایران من» در چهلوچهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر شد.
این کارگردان، نویسنده و بازیگر مینابی که طی سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ حضوری گسترده در جشنوارههای تئاتر خیابانی کشور داشته و در پنج جشنواره، مقام نخست کارگردانی را از آن خود کرده است، هم اکنون مشغول نگارش نمایشی تازه برای حضور در چهلوپنجمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر است.
خبرنگار پایگاه خبری داماهی به مناسبت آغاز به کار این رسانه، به سراغ این هنرمند موفق هرمزگانی رفته و با او درباره آغاز فعالیت هنری، تجربه حضور در جشنواره فجر، شکلگیری نمایش «مدرسه ما»، ظرفیت هنری مساجد میناب و برنامههای آیندهاش به گفتگو نشسته است که ماحصل این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
داماهی: برای آغاز گفتگو، خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید.
من داود رمضانزاده، متولد ۲۰ اردیبهشت ۱۳۷۰ در محله خلفی شهر هنرپرور میناب و دارای مدرک کارشناسی فناوری اطلاعات هستم.
در حوزههای بازیگری، نویسندگی و کارگردانی فعالیت میکنم و عضو کانون فرهنگیهنری سجادیه محله خلفی میناب هستم.
فعالیت من به یک شاخه محدود نیست و هم در تئاتر صحنهای و هم در تئاتر خیابانی حضور دارم؛ با این حال، در سالهای اخیر بخش مهمی از تمرکزم بر تئاتر خیابانی و تولید آثار نمایشی در بستر مسجد قرار گرفته است.
داماهی: علاقه شما به هنر نمایش از چه زمانی و چگونه شکل گرفت؟
پدرم بازیگر و کارگردان تئاتر بود و همین موضوع باعث شد از کودکی با فضای نمایش آشنا شوم.
از دوران دبستان به عضویت گروه نمایش مدرسه درآمدم و فعالیت هنریام را از همانجا آغاز کردم.
از مقطع راهنمایی نیز به گروههای حرفهای تئاتر میناب پیوستم و بهصورت جدیتر این مسیر را ادامه دادم.
حضور پدرم در تئاتر، تأثیر زیادی بر علاقهمندی و انتخاب مسیر هنری من داشت.
فضای خانواده و آشنایی زودهنگام با صحنه، تمرین و اجرای نمایش سبب شد تئاتر به بخش مهمی از زندگی من تبدیل شود.
داماهی: در این مسیر از آموزش و تجربه چه استادانی بهره بردهاید؟
در طول سالهای فعالیتم از حضور و آموزش استادان ارزشمندی همچون حسن سبحانی، رضا بهنامی، علی رحیمی، دکتر علیرضا درویشنژاد، جعفر قاسمی و حبیبالله ناصری بهرهمند شدهام.
هر یک از این استادان در بخشی از مسیر هنری و شکلگیری نگاه من به تئاتر تأثیرگذار بودهاند و خود را مدیون آموزشها، تجربهها و راهنماییهای آنان میدانم.
داماهی: چه شد که در کنار بازیگری به نویسندگی و کارگردانی روی آوردید؟
حدود سه سال است که در کنار بازیگری، نویسندگی و کارگردانی را نیز به شکل جدی دنبال میکنم.
نیاز به تولید آثار متناسب با ظرفیتهای بومی، فرهنگی و اجتماعی منطقه و همچنین حضور استعدادهای فراوان در میان نوجوانان و جوانان مسجد، از مهمترین دلایل ورودم به این عرصه بود.
در همین راستا، گروه تئاتری متشکل از اعضای کانون فرهنگیهنری سجادیه، یعنی بچههای مسجد محله خلفی میناب، تشکیل دادم.
تاکنون ۱۰ نمایش را کارگردانی کردهام و تلاش ما این بوده که در کنار تولید آثار هنری، زمینه آموزش، تجربهاندوزی و رشد اعضای گروه نیز فراهم شود.
داماهی: کسب رتبه نخست کارگردانی در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر چه جایگاهی در کارنامه هنری شما دارد؟
کسب رتبه اول کارگردانی بخش تئاتر خیابانی «ایران من» در چهلوچهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، افتخار بزرگی برای من و اعضای گروه بود.
این موفقیت را متعلق به مردم میناب، جامعه هنری هرمزگان و بهویژه بچههای مسجد محله خلفی میدانم.
در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ بیشترین حضور خود را در جشنوارههای تئاتر خیابانی کشور تجربه کردم و در پنج جشنواره موفق به کسب مقام نخست کارگردانی شدم؛ اما جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به دلیل اعتبار و جایگاه ملی و بینالمللی خود، اهمیت ویژهای دارد.
این موفقیت نتیجه تلاش گروهی، تمرینهای مستمر و همراهی هنرمندانی است که با وجود محدودیتها، با انگیزه و تعهد در کنار یکدیگر فعالیت کردند.
داماهی: ایده نمایش «مدرسه ما» چگونه شکل گرفت؟
سالها درباره شهدای غواص گردان ۴۲۲ تحقیق میکردیم. بسیاری از شهدای این گردان از استان هرمزگان بودند و زندگی، رشادت و ازخودگذشتگی آنان ظرفیت ارزشمندی برای روایت نمایشی داشت.
تلاش کردیم در «مدرسه ما» بهجای تکرار روایتهای مرسوم، با شیوهای متفاوت به ایثار و شجاعت رزمندگان و شهدای غواص بپردازیم.
این نمایش ادای احترامی به شهدای غواص و تلاشی برای معرفی بخشی از تاریخ ایثارگری مردم هرمزگان است.
داماهی: چرا عنوان «مدرسه ما» را برای این نمایش انتخاب کردید؟
دلیل انتخاب این نام آن است که شیوه زندگی، سبک ایستادگی و ازخودگذشتگی شهدا، خود یک مدرسه واقعی است.
وقتی انسان با زندگی و شخصیت شهدا آشنا میشود، از رفتار، انتخابها و مقاومت آنان درس میگیرد و تربیت میشود.
ما به این نتیجه رسیدیم که زندگی شهدا فقط موضوعی برای بازگویی یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یک مسیر تربیتی و یک مدرسه برای نسلهای امروز و آینده است؛ به همین دلیل نام «مدرسه ما» را برای اثر انتخاب کردیم.
داماهی: جشنواره تئاتر فجر را تا چه اندازه در پویایی جریان تئاتر مؤثر میدانید؟
جشنواره بینالمللی تئاتر فجر نقش مهمی در پویایی و زنده نگهداشتن تئاتر دارد. این رویداد فرصت دیدهشدن گروهها و هنرمندان مناطق مختلف کشور را فراهم میکند و باعث تبادل تجربه، ایجاد انگیزه و شکلگیری رقابت حرفهای میشود.
حضور گروههای شهرستانی در چنین رویدادهایی نشان میدهد که استعداد و ظرفیت هنری فقط به مراکز بزرگ محدود نیست.
در شهرهایی مانند میناب نیز هنرمندان توانمندی فعالیت میکنند که اگر فرصت و حمایت لازم را در اختیار داشته باشند، میتوانند در سطح ملی و بینالمللی بدرخشند.
داماهی: درباره نمایش «قائد امت» و برنامه اجرای آن توضیح دهید.
نمایش «قائد امت» به نویسندگی جعفر قاسمی و کارگردانی من، با موضوع شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی تولید شده است.
این اثر با حضور هنرمندان مسجدی آماده اجرا شده و برنامهریزی کردهایم پس از اجرا در حسینیه سجادیه محله خلفی، آن را در تجمعات شبانه و روستاهای شهرستان میناب نیز به روی صحنه ببریم.
تلاش ما این است که نمایش را به میان مردم ببریم و مخاطبان در محلهها و روستاهایی که کمتر امکان حضور در سالنهای تئاتر را دارند، از نزدیک با آثار نمایشی ارتباط برقرار کنند.
نمایش «قائد امت» همچنین به همراه «سوگ عظیم» از آثار منتخب رویداد ملی تئاتر میدانی و پرفورمنس «آقای شهید ایران» است.
نویسندگی «سوگ عظیم» را من بر عهده داشتهام و عرفان احمدپور کارگردانی آن را انجام داده است.
داماهی: نمایش «ابراهیم» با چه موضوعی تولید شد؟
نمایش «ابراهیم» به نویسندگی اصغر گروسی و کارگردانی من، کاری از بچههای مسجد محله خلفی میناب است.
این نمایش با محوریت اغتشاشات تروریستی آمریکایی ـ صهیونیستی ۱۸ و ۱۹ دی و هتک حرمت قرآن کریم و مساجد تولید شد.
پنج نفر از هنرمندان کانون فرهنگیهنری سجادیه در این اثر حضور دارند و نمایش در مساجد محوری و میدان اصلی شهر میناب اجرا شد.
انتخاب مسجد و میدان شهر بهعنوان محل اجرا نیز با هدف ارتباط مستقیم و بیواسطه با مردم صورت گرفت.
داماهی: «شهدای شجره طیبه» چه روایتی را دنبال میکند؟
«شهدای شجره طیبه» یک مونولوگ نمایشی و از دیگر تولیدات من است که با روایتی تأثیرگذار، یکی از حوادث تلخ شهر میناب را بازخوانی میکند.
این اثر، اتفاقات دبستان شجره طیبه میناب را از منظر فردی روایت میکند که در صحنه حضور داشته و از نزدیک شاهد آن ماجرای دلخراش بوده است.
در این مونولوگ، خودم نقش راوی را ایفا میکنم و تلاش دارم با استفاده از ظرفیت روایت نمایشی، ابعاد انسانی و عاطفی آن حادثه را برای مخاطبان بازگو کنم.
داماهی: نمایش «میدان نبرد» درباره چیست؟
نمایش «میدان نبرد» را به مناسبت چهلم شهادت رهبر شهید انقلاب و کودکان شهید دبستان شجره طیبه نوشتم و کارگردانی کردم.
این اثر در گلزار شهدای دانشآموز میناب اجرا شد و موضوع محوری آن، روایت شهادت کودکان دانشآموز و صبر و استقامت خانوادههای داغدار آنان است.
این نمایش، زندگی یک خواهر و برادر را به تصویر میکشد که پس از از دست دادن والدینشان، تنها زندگی میکنند. در جریان حمله هوایی دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی به دبستان شجره طیبه، خواهر به شهادت میرسد و برادر با اندوهی بزرگ، ناچار میشود بهتنهایی مسیر زندگی را ادامه دهد.
در این اثر تلاش کردیم ضمن بازنمایی تلخی حادثه، رنج بازماندگان، مظلومیت کودکان و استقامت خانوادههای شهدا را نیز به تصویر بکشیم.
داماهی: چرا بر تولید تئاتر در بستر مسجد تأکید دارید؟
مسجد فقط محل عبادت نیست، بلکه میتواند کانونی برای فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و هنری باشد. بسیاری از نوجوانان و جوانانی که با گروه ما همکاری میکنند، نخستین تجربه هنری خود را در کانون فرهنگیهنری مسجد به دست آوردهاند.
کار هنری در بستر مسجد علاوه بر شناسایی و پرورش استعدادها، زمینه تربیت هنرمندانی متعهد، دغدغهمند و آشنا با مسائل جامعه را فراهم میکند.
تئاتر میتواند ابزار مؤثری برای انتقال مفاهیم دینی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی باشد و مسجد ظرفیت مناسبی برای شکلگیری و گسترش این جریان دارد.
داماهی: ظرفیت هنری مساجد میناب را چگونه ارزیابی میکنید؟
مساجد میناب سرشار از استعدادهای هنری هستند. در بسیاری از محلهها، نوجوانان و جوانانی حضور دارند که علاقه، خلاقیت و توانایی لازم را دارند، اما برای شکوفایی استعدادهایشان به آموزش، امکانات، حمایت مالی و پشتیبانی متولیان نیازمندند.
اگر از کانونهای فرهنگیهنری مساجد حتی حمایت مالی اندکی صورت گیرد، شاهد رشد و توسعه هنر و تربیت شمار زیادی از هنرمندان متعهد در سطح شهرستان میناب خواهیم بود.
این ظرفیت فقط به تئاتر محدود نیست و رشتههای مختلف هنری را در بر میگیرد.
هزینهکرد در این حوزه نباید صرفاً بهعنوان مخارج یک برنامه فرهنگی دیده شود، بلکه سرمایهگذاری برای تربیت نسل آینده و کاهش آسیبهای اجتماعی است.
داماهی: مهمترین مطالبه شما از مسئولان و متولیان فرهنگی چیست؟
مهمترین خواسته ما، توجه جدیتر به کانونهای فرهنگیهنری مساجد و حمایت عملی از گروههای فعال است. گروههای مسجدی با حداقل امکانات فعالیت میکنند، اما برای تولید یک نمایش، تهیه لباس، دکور، وسایل صحنه، رفتوآمد و حضور در جشنوارهها به بودجه نیاز دارند.
انتظار نداریم همه مشکلات یکباره حل شود، اما حمایت مستمر و هدفمند، حتی اگر محدود باشد، میتواند تأثیر زیادی بر ادامه فعالیت گروهها داشته باشد.
مسئولان باید استعدادهای موجود در محلهها و مساجد را ببینند و برای آموزش و رشد آنها برنامهریزی کنند.
داماهی: پس از این موفقیت، چه برنامهای برای آینده دارید؟
از هماکنون در حال نگارش متن نمایشی برای حضور در چهلوپنجمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر هستم.
مصمم هستم برای دومین سال متوالی، نام میناب و بچههای مسجد را در این رویداد مهم پرآوازه کنم.
هدف ما فقط حضور در جشنواره و کسب رتبه نیست.
میخواهیم نشان دهیم نوجوانان و جوانان مسجدی، با وجود امکانات محدود، میتوانند آثار حرفهای و اثرگذار تولید کنند و در معتبرترین رویدادهای هنری کشور حضور داشته باشند.
در کنار آمادهسازی اثر جدید، تولید و اجرای نمایش در مساجد، محلهها، روستاها و فضاهای عمومی میناب را نیز ادامه خواهیم داد.
داماهی: و سخن پایانی شما با مردم و جامعه هنری هرمزگان؟
از همه استادان، هنرمندان، اعضای گروه، خانوادهها، اهالی محله خلفی و مردم فرهنگدوست میناب که در این مسیر همراه ما بودهاند، قدردانی میکنم. موفقیت «مدرسه ما» نتیجه تلاش یک فرد نیست، بلکه حاصل همدلی و همکاری یک گروه و حمایت مردمی است.
امیدوارم مسئولان فرهنگی و هنری استان و شهرستان، بیش از گذشته به استعدادهای موجود در مساجد و محلهها توجه کنند. اگر این استعدادها بهموقع شناسایی و حمایت شوند، آینده درخشانی در انتظار تئاتر میناب و هرمزگان خواهد بود.
ما نیز تلاش میکنیم با توکل به خدا و همراهی بچههای مسجد، این مسیر را با قدرت ادامه دهیم.