یادداشت روز به قلم مصیب رجایی؛

«حقوق بشر» در دستانِ خون‌آلود؛ روایتی از فاجعه‌ای که نقاب از چهره مدعیان انداخت

از همان روزهای نخست، آن‌گاه که ماشین جنگیِ استکبار با ادعای حمایت از مردم و رهایی‌بخشی به آسمان کشور قدم گذاشت، بسیاری از منتقدانِ بیدار، حقیقتِ این کمک را در هاله ابهام می‌دیدند. اما امروز، پس از گذشتِ روزهای خونینِ اخیر، دیگر نیازی به تحلیل‌های پیچیده نیست؛ حقوق بشرِ آمریکایی را باید در آینه‌ شکسته و غبارگرفته‌ جاده‌های جنوب جست‌وجو کرد؛ جایی که در آن، جانِ انسان، قربانیِ محاسباتِ سردِ نظامی شده است.

به گزارش پایگاه خبری داماهی، تصویرِ خلبانِ جنگنده‌ای که بر فراز محور بندرعباس-لار، چشمانش بر روی یک خودروی شخصیِ در حال عبور از روی پل قفل شده است، سندی است که وجدانِ بیدارِ جهانیان را به محاکمه می‌کشاند.

 

او می‌بیند؛ او به وضوح می‌بیند که یک خانواده، یک زندگی، در حالِ گذر از آن پل است؛ او فرصت دارد؛ ثانیه‌هایی که برای هر انسانِ صاحب‌وجدانی، حکمِ توقف دارد تا جانِ بی‌گناهی ستانده نشود؛ اما او نه تنها صبر نمی‌کند، که ماشه را می‌فشارد. این، خطای نظامی نیست؛ این جنایتِ عامدانه و همان حقوق بشری است که با موشکِ هوا به زمین امضا می‌شود.

 

اما عمقِ این فاجعه، در ماجرای دکل مخابراتی تپه الله‌اکبر بندرعباس، ابعادی هولناک‌تر می‌یابد؛ جایی که به بهانه‌ی زدنِ یک هدفِ مخابراتی، خانه‌های مسکونی به آتش کشیده می‌شوند.

 

روایتِ مادری که فرزندِ ترسیده‌اش را در آغوش کشیده تا او را از صدایِ مهیبِ انفجار در امان نگه دارد، روایتی نیست که در تاریخ گم شود.

 

مادری که سپرِ گوشتیِ فرزندش شد، اما موشک‌هایِ هدایت‌شونده مدعیانِ حقوق بشر، نه تنها جانِ او را ستاندند، که ترکش‌هایِ داغِ خود را بر سینه طفلِ یک‌ساله‌اش نشاندند.

 

کدام قانونی، کدام وجدانی، و کدام آموزه‌ بشری، قطعِ دستِ یک کودکِ شیرخواره را تلفاتِ جانبی نام می‌نهد؟

 

آن‌ها با شعارِ کمک به مردم آمدند، اما در عمل، شریان‌های حیاتی این استان را قطع کردند و در محله های مسکونی، خونِ کودکان را بر زمین ریختند.

 

این حقوق بشر نیست؛ این تروریسمِ دولتی با روکشِ دموکراسی است.

 

سؤال اینجاست: آن نهادهای مدعیِ دفاع از حقوق انسان‌ها، آن‌هایی که در پایتخت‌های دوردست، قطعنامه صادر می‌کنند، آیا صدایِ گریه‌ کودکی را می‌شنوند که دیگر دستی برای در آغوش گرفتنِ مادرش ندارد؟ دستِ قطع‌شده‌ آن طفل، سندِ رسواییِ شماست و خونِ آن مادرِ شهید، مهرِ باطلی است بر تمامِ ادعاهایِ پوچِ مأموریتِ نجات.

 

ما در پایگاه خبری داماهی، این گزارش‌ها را نه فقط به عنوان خبر، بلکه به عنوان دادخواستِ حقوقی ثبت می‌کنیم و این جنایات، در حافظه‌ تاریخیِ مردمِ هرمزگان باقی خواهد ماند؛ روایتی از مدعیانی که برای ویران کردنِ یک کشور، حتی به قیمتِ قطعِ دستِ کودکانِ شیرخواره‌اش هم دریغ نمی‌کنند. آری؛ نقاب‌ها فرو افتاده است.

 

مصیب رجایی مدیرمسئول پایگاه خبری داماهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *