گفتگوی تفصیلی خبرنگار پایگاه خبری داماهی با حسین نظری، نوازنده چیره دست ساز قیچک و خواننده معروف جنوب کشور؛

از «قوطی حلبی» تا فستیوال های بزرگ؛ مردی که با سازِ دست‌سازش، صدایِ جنوب شد

همه‌چیز از یک باغِ خانوادگی شروع شد؛ با یک قیچکِ ساده که از قوطی روغن و سیم برق ساخته شده بود؛ حسین (غلامحسین) نظری، پسرکی که روزگاری مخفیانه ساز می‌زد تا مبادا خانواده‌اش دلگیر شوند، حالا به صدایی تبدیل شده که روحِ موسیقیِ رودبارزمین و جنوبِ ایران را نمایندگی می‌کند و این داستانِ پرفراز و نشیبِ هنرمندی است که در برابرِ تلخی‌ها و محدودیت‌ها تسلیم نشد.

به گزارش پایگاه خبری داماهی، حسین نظری، خواننده و نوازنده برجسته جنوب کرمان، هرمزگان و سیستان‌وبلوچستان از چهره‌هایی است که موسیقی نواحی را نه صرفا به‌عنوان هنر، بلکه به‌عنوان حافظه، هویت و زیست روزمره جنوب معنا می‌کند.

 

او در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار داماهی از نخستین جرقه‌های علاقه‌اش در باغ‌های منوجان، ساخت و نواختن قیچک دست‌ساز، سال‌های سخت مخالفت و سانسور، تا ورود آگاهانه به فضای آکادمیک و تلاش برای شناساندن موسیقی رودبارزمین به مخاطبان امروز سخن می‌گوید.

 

از نگاه او، موسیقی جنوب فقط یک سبک محلی نیست؛ حاصل هم‌نشینی و گفتگوی چند فرهنگ است: جنوب کرمان، شرق هرمزگان و غرب بلوچستان. همین پیوند تاریخی، به موسیقی این منطقه ریتمی سنگین‌تر، آوازی غمگین‌تر و تنوعی چشمگیر در مقام‌ها و نغمه‌ها داده است.

 

نظری در این مصاحبه، هم از روزهای خاموشی و اجراهای پشت پرده می‌گوید و هم از امیدی که امروز در تلفیق آگاهانه، آموزش دانشگاهی و معرفی نسل تازه هنرمندان محلی می‌بیند.

 

او تأکید می‌کند که اگر موسیقی نواحی بخواهد در جهان شنیده شود، باید پیش از هر چیز دیده شود؛ دیده‌شدنِ استادان گمنام، سازهای کمترشناخته‌شده و روایت‌هایی که سال‌ها در حاشیه مانده‌اند.

 

داماهی: لطفا در آغاز این گفتگو، خودتان را برای مخاطبان داماهی معرفی کنید و کمی از زادگاه، خانواده و سال‌های ابتدایی زندگی‌تان بگویید.

حسین نظری: من حسین نظری هستم، معروف به غلامحسین نظری متولد تیر 1360، اهل منوجان. زادگاهم شهرستان منوجان در جنوب کرمان است. از همان ابتدا زندگی‌ام با فضای سنتی جنوب، باغ، نخل، کار و موسیقی بومی گره خورده بود. خانواده‌ام هم در شکل‌گیری این مسیر نقش داشتند، چون موسیقی در خانواده ما بی‌سابقه نبود. به‌خصوص از سمت پدری، سابقه موسیقی وجود داشت و پدربزرگم نی‌نواز و آوازخوان بود. پدرم هم از این سابقه خبر داشت و بعدها فهمیدم از سمت مادری هم ریشه‌هایی در این زمینه بوده است.

 

داماهی: نخستین جرقه‌های علاقه شما به موسیقی از کجا و از چه زمانی در ذهن و زندگی‌تان شکل گرفت؟

حسین نظری: جرقه اصلی از همان دوران دبستان زده شد. در باغ پدرم که خانواده‌ای کار می‌کردند، پسری بود که با یک ساز دست‌ساز چیزی شبیه قیچک می‌نواخت؛ سازی ساخته‌شده از قوطی روغن، سیم برق و وسایل ابتدایی. من هر روز بعد از مدرسه می‌رفتم کنار او می‌نشستم و صدای آن ساز برایم جذاب بود. کم‌کم از روی او کپی کردم، تمرین کردم و خیلی زود پیشرفت کردم. بعد هم همان ساز را از او برداشتم و بردم خانه. وقتی فهمید، به‌جای برخورد تند، گفت یکی برایت می‌سازم. همان روز برایم ساز ساخت و از آنجا مسیر جدی شد.

 

داماهی: آیا از همان کودکی می‌دانستید که قرار است موسیقی بخش جدی زندگی شما باشد، یا این علاقه به‌تدریج پررنگ شد؟

حسین نظری: راستش از همان کودکی، موسیقی برای من جدی شد، اما نه به این معنا که از همان اول فکر کنم روزی هنرمند حرفه‌ای می‌شوم. من هنوز هم خودم را خیلی حرفه‌ای نمی‌بینم؛ وقتی نوازندگان بزرگ دنیا را می‌بینم، همیشه احساس می‌کنم هنوز راه زیادی دارم. اما این علاقه به‌تدریج آن‌قدر پررنگ شد که دیگر نمی‌شد از آن جدا شد. موسیقی برای من فقط صدا نبود، به‌نوعی راه نفس کشیدن بود.

 

داماهی: ورود شما به دنیای موسیقی به‌صورت حرفه‌ای چگونه رقم خورد و نخستین تجربه‌های جدی‌تان در این عرصه چه بود؟

حسین نظری: اولین تجربه‌های جدی من از جشنواره‌های دانش‌آموزی شروع شد. در سال‌های ۱۳۷۱، ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳ در جشنواره‌های کرمان شرکت کردم و در تک‌نوازی مقام اول آوردم. آن زمان با گروه سرود مدرسه هم می‌رفتیم کرمان. اما در سال ۱۳۷۴ اتفاقی افتاد که برای من خیلی تلخ بود؛ گفتند نباید جلوی دوربین ساز بزنم و باید پشت پرده اجرا کنم. همان‌جا حس کردم یک ضربه جدی خوردم و کم‌کم از جشنواره‌ها و اجراهای رسمی فاصله گرفتم.

بعدها، در سال ۱۳۸۲، با چند کار شخصی و بازخوانی آثار زنده‌یاد استاد دُرمحمد نوازنده، شروع به ضبط کردم. آن ضبط‌ها با یک دستگاه ساده و امکانات ابتدایی انجام شد؛ دو کاست بیشتر نبود، اما همان‌ها در بندر، بلوچستان و جنوب کرمان خیلی سریع پخش شد و عملا جرقه حضور جدی‌تر من در این مسیر شد.

 

داماهی: ساز قیچک چه جایگاهی در زندگی هنری شما دارد و چه شد که به این ساز علاقه‌مند شدید؟

حسین نظری: قیچک برای من فقط یک ساز نیست؛ هویت هنری من است. من سازهای دیگری مثل کمانچه، قیچک آلتو، سوپرانو و حتی کیبورد را هم زده‌ام، اما ساز حرفه‌ای و اصلی من قیچک محلی است. اگر کسی از من بپرسد چه می‌نوازی، می‌گویم قیچک‌نواز محلی‌ام.

علاقه‌ام هم از همان سال‌های کودکی و همان ساز دست‌ساز شروع شد. این ساز برای من با خاطره، هویت و ریشه گره خورده است. حتی امروز هم وقتی درباره موسیقی خودم حرف می‌زنم، قیچک در مرکز این روایت قرار دارد.

 

داماهی: به نظر شما موسیقی جنوب چه ویژگی‌هایی دارد که آن را از دیگر نواحی موسیقایی کشور متمایز می‌کند؟

حسین نظری: موسیقی منطقه ما، یعنی رودبارزمین، حاصل هم‌نشینی جنوب کرمان، شرق هرمزگان و غرب بلوچستان است. این سه فرهنگ روی هم اثر گذاشته‌اند و یک هویت مستقل ساخته‌اند. ریتم‌های ما نسبت به بندری سنگین‌تر است، آوازها غمگین‌ترند و تنوع مقام‌های آوازی خیلی زیاد است.

photo28609967141

در عین حال، این موسیقی فقط غم نیست؛ عمق دارد. مقام‌ها، نغمه‌ها و لحن‌ها خیلی متنوع‌اند و همین، موسیقی این منطقه را خاص می‌کند. من همیشه سعی کرده‌ام این ویژگی‌ها را در کارهایم حفظ کنم تا هویت منطقه در میان صداهای جدید گم نشود.

 

داماهی: در آغاز مسیر هنری، با چه چالش‌ها و دشواری‌هایی روبه‌رو بودید؟

حسین نظری: چالش‌ها زیاد بود. اولین چالش همان نگاه سنتی و مخالفت با ساز بود. خانواده من با بعضی سازها مشکلی نداشتند، اما با قیچک نه. در فضای آن روزها، این ساز برای خیلی‌ها خوشایند نبود. بعضی‌ها از سر نگاه سنتی مخالفت می‌کردند، بعضی‌ها هم از ترس سرنوشت تلخ برخی نوازنده‌ها که گرفتار اعتیاد یا آسیب‌های دیگر می‌شدند.

چالش دیگر، همان ماجرای اجرای پشت پرده بود. برای یک نوجوان که با عشق و امید در جشنواره شرکت کرده، این تجربه خیلی سنگین است. بعدها هم مسئله معیشت و درآمد پیش آمد. مثل بسیاری از هنرمندان نواحی، من هم سال‌ها برای گذران زندگی مجبور شدم در عروسی‌ها و مجالس اجرا کنم.

 

داماهی: آیا در آن سال‌ها شرایط برای فعالیت حرفه‌ای در موسیقی بومی و محلی فراهم بود یا مسیرتان با موانع بیشتری همراه شد؟

حسین نظری: شرایط اصلا ساده نبود. هم نگاه‌های منفی بود، هم امکانات کم بود، هم فضای رسمی برای موسیقی محلی چندان باز نبود. خیلی وقت‌ها هنر محلی را جدی نمی‌گرفتند یا آن را در حاشیه می‌دیدند. برای همین من سال‌ها با دست خالی، با ضبط‌های ساده و بدون حمایت جدی کار کردم. این مسیر بیشتر از آنکه یک مسیر حرفه‌ای از بالا به پایین باشد، یک مسیر جنگیدن از پایین به بالا بود.

 

داماهی: چه کسانی در این مسیر بیشترین نقش را در تشویق، هدایت و حمایت از شما داشتند؟

حسین نظری: اول از همه مردم و دوستانم. دوستان اهل قلم و هنر در منوجان خیلی به من انگیزه می‌دادند. بعدتر هم در هرمزگان آدم‌هایی بودند که موسیقی را درست می‌شناختند و من را تشویق می‌کردند. حمایت معنوی و حتی مالی هم از همان‌جاها شروع شد.

خانواده هم نقش مهمی داشتند، هرچند در ابتدا مخالفت‌هایی بود. اما در نهایت همان فضای پیرامونی و آن آدم‌های علاقه‌مند باعث شدند من ادامه بدهم. من همیشه گفته‌ام که اگر تشویق اطرافیان نبود، شاید این‌قدر دوام نمی‌آوردم.

 

داماهی: به نظر خودتان نقطه عطف شهرت و شناخته‌شدن حسین نظری چه زمانی رقم خورد؟

حسین نظری: من بیشتر از زمانی دیده شدم که به هرمزگان آمدم و با هنرمندان آنجا کار کردم. همکاری با استاد مرشد میرستمی برایم خیلی مهم بود. همچنین همکاری با گروه رستاک و بازخوانی قطعه «سکینه» باعث شد کار من در سطح وسیع‌تری در ایران شنیده شود.

پیش از آن هم همان کاست‌های ابتدایی که ضبط کرده بودم، خیلی زود در منطقه پخش شد و اسم من را مطرح کرد. اما به‌نظرم نقطه عطف اصلی همان زمانی بود که کارهایم از محدوده محلی فراتر رفت و مخاطبان بیشتری پیدا کرد.

 

داماهی: چه عاملی باعث شد که آثار و سبک اجرایی شما بیش از گذشته در میان مردم دیده و شنیده شود؟

حسین نظری: به‌نظرم دو چیز خیلی مؤثر بود: اول، انتخاب آگاهانه مسیر محلی و مقام‌محور؛ دوم، اینکه سعی کردم کارهایم را با هویت منطقه ارائه کنم، نه شبیه‌سازی از کار دیگران. من بیشتر از مقام‌های محلی شروع کردم و بعد کم‌کم سراغ تلفیق رفتم.

از طرف دیگر، چون در منوجان و اطراف آن، آوازخوان‌ها و مقام‌دان‌های خوبی بودند و من از آن‌ها یاد گرفتم، کارم ریشه‌دار شد. مردم هم وقتی اصالت را در کار ببینند، ارتباط برقرار می‌کنند. همین باعث شد آثار من بیشتر شنیده شود.

 

داماهی: در مسیر شهرت، حفظ اصالت موسیقی جنوب برای شما چقدر اهمیت داشته است؟

حسین نظری: خیلی زیاد. من امروز کارهای فیوژن هم انجام می‌دهم، اما همیشه می‌گویم باید چارچوب حفظ شود. اگر کار محلی است، باید بوی همان منطقه را بدهد. اگر قرار است تلفیقی باشد، باز هم باید ریشه‌های محلی‌اش دیده شود.

من همیشه حواسم هست که چه مقام‌هایی را وارد کار می‌کنم، چه ریتمی را استفاده می‌کنم و از کجا به کجا می‌روم. اگر هم کسی نقدی داشته باشد، استقبال می‌کنم. نقدپذیری برای من خیلی مهم است.

 

داماهی: چه انگیزه‌ای سبب شد که به دانشگاه بروید و هنر را به‌صورت آکادمیک دنبال کنید؟

حسین نظری: انگیزه اصلی این بود که فهمیدم با وجود همه چیزهایی که از استادان محلی یاد گرفته‌ام، هنوز یک بخش مهم از این مسیر را نمی‌شناسم. در دانشگاه بود که تازه فهمیدم روی چه گنجی نشسته‌ام. قبل از دانشگاه، بیشتر حسی و تجربی می‌نواختم؛ بعد از دانشگاه، فهمم از موسیقی خیلی عمیق‌تر شد.

از طرفی، وقتی در جمعی از من با عنوان «استاد» یاد می‌کردند، یک حس شرمندگی داشتم، چون احساس می‌کردم هنوز موسیقی را به‌طور کامل نمی‌شناسم. همین باعث شد به شکل آکادمیک ادامه بدهم.

 

داماهی: تحصیلات دانشگاهی چه تأثیری بر نوع نگاه، تکنیک، اجرا و تولید آثار شما گذاشت؟

حسین نظری: تأثیرش خیلی زیاد بود. دانشگاه باعث شد موسیقی ایران و جهان را بهتر بشناسم، دستگاه‌ها و مقام‌ها را دقیق‌تر درک کنم و نگاه تحلیلی‌تری به کار داشته باشم. حتی در تکنیک نوازندگی هم مؤثر بود. من بعدها از تجربه کمانچه و قیچک آلتو هم در ساز خودم استفاده کردم و این شناخت کمک کرد که کارهایم آگاهانه‌تر باشد.

photo28610003069

دانشگاه همچنین کمک کرد مدولاسیون یا مرکب‌سازی را بهتر بفهمم؛ یعنی بدانم چطور از یک فضای موسیقایی وارد فضای دیگر شوم، بدون اینکه چهارچوب اصلی از بین برود.

 

داماهی: آیا میان تجربه میدانی و آموزش آکادمیک در موسیقی، پیوندی مؤثر می‌بینید؟

حسین نظری: بله، صد درصد. اتفاقا تجربه میدانی و آموزش آکادمیک باید کنار هم باشند. من مقام‌ها را قبل از دانشگاه با شنیدن و تجربه یاد گرفته بودم. دانشگاه این تجربه را نظم داد، تعریف کرد و در جای درست خودش نشاند. به‌نظرم اگر یک نوازنده محلی فقط تجربه داشته باشد، اما دانش نداشته باشد، بخشی از ظرفیت‌هایش هدر می‌رود. اگر هم فقط دانش داشته باشد و با زیست موسیقی محلی بیگانه باشد، باز ناقص است.

 

داماهی: تاکنون چند اثر تولید کرده‌اید و این آثار بیشتر در چه قالب‌هایی بوده‌اند؟

حسین نظری: از اولین کارهایم می‌توانم به آلبوم یا مجموعه «دیدار» و همچنین «یار منوجانی» اشاره کنم که به‌صورت زنده و با امکانات ساده ضبط شدند. بعدتر کارهای دیگری هم داشتم؛ هم کارهای محلی، هم بازخوانی آثار قدیمی، هم کارهای تلفیقی. بخشی از کارهایم در قالب کاست منتشر شد، بعضی‌ها هم بعدها به‌صورت رسمی‌تر ضبط شدند.

 

داماهی: اگر بخواهید از میان آثار خود، یکی دو اثر شاخص را نام ببرید، کدام‌ها را انتخاب می‌کنید و چرا؟

حسین نظری: یکی از مهم‌ترین کارها برای من آلبوم «تاریک ماه» است که با دکتر عماد توحیدی ضبط کردیم. این کار برای من خیلی ارزشمند بود و در ایران هم دیده شد. همکاری با گروه رستاک در قطعه «سکینه» هم خیلی مهم بود، چون یک ترانه کاملا محلی بود و توانست مخاطب گسترده‌تری پیدا کند.

همچنین اثری به نام «روزگار» دارم با شعر استاد رضا دال از منوجان که برای من ارزش خاصی دارد، هرچند کمتر دیده شد. مجموعه مقام‌های آوازی هم که با کمک استاد فواد توحیدی و در قالب «کویرانه» ضبط شد، برای من بسیار ماندگار است.

 

داماهی: فکر می‌کنید کدام اثر شما بیش از همه با مردم ارتباط برقرار کرده و دلیل این استقبال چه بوده است؟

حسین نظری: یکی از کارهایی که خیلی دیده شد، «بارک بلند» بود. این کار بیشتر در جنوب ایران و به‌خصوص بندرعباس و اطراف شنیده شد. به‌نظرم علت استقبال این بود که هم حال‌وهوای محلی داشت، هم ارتباط احساسی خوبی با مردم برقرار می‌کرد.

در کنار آن، بعضی آثار قدیمی و عاشقانه هم خیلی شنیده شدند؛ چون مردم وقتی چیزی را از دل فرهنگ خودشان بشنوند، راحت‌تر با آن ارتباط می‌گیرند.

 

داماهی: در انتخاب شعر، ملودی و تنظیم آثار، بیشتر به چه مؤلفه‌هایی توجه می‌کنید؟

حسین نظری: اول به سادگی و ارتباط با مخاطب توجه می‌کنم. موسیقی محلی قرار نیست فلسفی و پیچیده باشد که ارتباطش سخت شود. شعرها معمولا ساده‌اند، اما پشت همین سادگی، زندگی وجود دارد: خرماچینی، عروسی، داماد، حمام، عشق و کار روزمره.

در ملودی هم سعی می‌کنم ساده اما دقیق عمل کنم. پیچیدگیِ بی‌دلیل را دوست ندارم. در عین حال، کارم باید خاص باشد و شبیه کار دیگران نشود. اگر کاور هم باشد، مشخص می‌کنم که اثر از کیست، اما در کارهای خودم سعی می‌کنم امضای شخصی داشته باشم.

 

داماهی: به نظر شما یک خواننده یا نوازنده بومی برای ماندگار شدن، بیش از هر چیز به چه ویژگی‌هایی نیاز دارد؟

حسین نظری: اول از همه سلامت روحی و جسمی. خیلی از هنرمندان به‌خاطر اعتیاد یا فشارهای روحی، مسیرشان متوقف می‌شود. دوم، شناخت عمیق از مقام‌ها و اصالت موسیقی خودشان. نوازنده بومی باید هم موسیقی خودش را بشناسد، هم اگر لازم شد از موسیقی‌های دیگر هم آگاه باشد تا بتواند کارش را درست و دقیق انجام دهد. و سوم، نقدپذیری. اگر هنرمند نقد را بپذیرد و از آن یاد بگیرد، خیلی زودتر رشد می‌کند.

 

داماهی: در حال حاضر مشغول چه فعالیت‌ها، تولیدات یا پروژه‌های هنری هستید؟

حسین نظری: الان با گروه «تاریک ماه جنوب» کار می‌کنیم که ثبت هم شده است. از حدود سه سال پیش، ضبط آثار را جدی‌تر کرده‌ایم و خیلی از کارهای قبلی‌ام را هم به نام خودم ثبت کرده‌ام. چند قطعه جدید هم آماده دارم؛ یکی دو کار حماسی و یک کار عاشقانه قدیمی که بازخوانی شده‌اند و احتمال دارد به‌زودی منتشر شوند.

 

داماهی: آیا این روزها اثر تازه‌ای در دست تولید یا برنامه‌ای برای اجرای زنده دارید؟

حسین نظری: اجرای زنده در این مدت به‌خاطر شرایط منطقه و جنگی که پیش آمد، عملا متوقف شد. چند ماهی است که کنسرت‌ها کنسل شده و ما هم درگیر همین وضعیت هستیم. اما از نظر تولید، بله؛ چند کار جدید در دست دارم و امید دارم به‌زودی منتشر شوند.

 

داماهی: برنامه و چشم‌انداز شما برای آینده هنری‌تان چیست؟

حسین نظری: مهم‌ترین برنامه من این است که موسیقی رودبارزمین و ساز قیچک محلی بیشتر دیده شود. دلم می‌خواهد در ایران کنسرت‌های جدی‌تر داشته باشیم و بعد هم در سطح بین‌المللی این موسیقی معرفی شود. هدف من این است که این ساز و این مقام‌ها فقط در محدوده جنوب نمانند.

photo28610156804

داماهی: آیا در فکر تجربه‌های تازه‌تر در موسیقی، همکاری‌های جدید یا حضور گسترده‌تر در سطح ملی هستید؟

حسین نظری: بله، حتما. من به تلفیق آگاهانه خیلی اعتقاد دارم. اگر قرار باشد کار جدیدی انجام بدهم، حتما با شناخت و حفظ چارچوب موسیقی محلی خواهد بود. همکاری با هنرمندان دیگر، چه در ایران و چه در خارج از ایران، برای من جذاب است، به شرطی که اصالت از بین نرود.

 

داماهی: به نظر شما موسیقی نواحی و موسیقی جنوب برای رسیدن به جایگاه واقعی خود، به چه حمایت‌هایی نیاز دارد؟

حسین نظری: اولین حمایت، دیده‌شدن است. گاهی یک هنرمند محلی بیشتر از پول، به تشویق و توجه نیاز دارد. بعد البته حمایت مالی هم مهم است، چون موسیقی محلی درآمد پایدار ندارد. من خودم سال‌ها با اجرای عروسی و مجالس زندگی کرده‌ام، چون راه دیگری نبود.

در کنار آن، رسانه‌ها باید بیشتر معرفی کنند. همین گفت‌وگوها، همین توجه، خیلی مهم است. اگر هنرمند محلی دیده شود، انگیزه می‌گیرد.

 

داماهی: چه موانعی امروز بر سر راه هنرمندان بومی و محلی، به‌ویژه در جنوب کشور، وجود دارد؟

حسین نظری: مهم‌ترین مانع، دیده‌نشدن و نداشتن تریبون است. خیلی از هنرمندان شرق هرمزگان، بشاگرد، میناب، منوجان و رودبارزمین هنوز معرفی نشده‌اند. بعضی‌ها در سطح محلی فوق‌العاده‌اند، اما هیچ‌وقت فرصت رسانه‌ای پیدا نکرده‌اند.

یک مشکل دیگر هم این است که خیلی وقت‌ها شناخت از موسیقی محلی سطحی است. اگر کسی مقام‌ها و ساختار این موسیقی را درست نشناسد، ممکن است در اجرا یا داوری دچار اشتباه شود.

 

داماهی: اگر بخواهید از ظرفیت‌های مغفول‌مانده موسیقی هرمزگان بگویید، به چه نکاتی اشاره می‌کنید؟

حسین نظری: من اول از همه به آوازخوان‌ها و مقام‌دان‌های گمنام اشاره می‌کنم. در میناب، بشاگرد، بیابان، منوجان و رودبارزمین آدم‌هایی هستند که خیلی خوب می‌خوانند و می‌دانند، اما اصلا دیده نشده‌اند.

مثلا استادانی مثل اله دادیانی یا بعضی از مقام‌دان‌های محلی که واقعاً گنجینه‌اند، هنوز آن‌طور که باید معرفی نشده‌اند. اگر این‌ها دیده شوند، تازه معلوم می‌شود چه ظرفیت بزرگی در جنوب وجود دارد.

 

داماهی: نگاه شما به تلفیق موسیقی سنتی و بومی با سبک‌های جدید چیست؟ آیا این مسیر را فرصت می‌دانید یا تهدید؟

حسین نظری: من این مسیر را فرصت می‌دانم، البته اگر آگاهانه باشد. ما هم محلی هستیم و هم ایرانی. موسیقی ما بخشی از موسیقی بزرگ ایران است و نمی‌شود این‌ها را از هم جدا کرد. تلفیق اگر با دانش و شناخت انجام شود، می‌تواند موسیقی را از انزوا بیرون بیاورد.

مشکل از جایی شروع می‌شود که هنرمند بدون شناخت، فقط برای جلب توجه کار کند. اما اگر تلفیق بر پایه فهم مقام‌ها، ریتم‌ها و هویت بومی باشد، خیلی ارزشمند است.

 

داماهی: اگر روزی ازدواج کنید، فکر می‌کنید این اتفاق چه تأثیری بر روند کاری و هنری شما خواهد گذاشت؛ عامل رشد خواهد بود یا ممکن است محدودیت‌هایی ایجاد کند؟

حسین نظری: به‌نظر من همه چیز بستگی دارد به اینکه طرف مقابل چقدر کار من را بفهمد و دوست داشته باشد. اگر کسی که برای زندگی انتخاب می‌کنی، هنر تو را درک کند، می‌تواند پشتوانه بسیار بزرگی باشد. ولی اگر نه، می‌تواند سختی ایجاد کند.

برای من خیلی مهم است که اولین حامی، نزدیک‌ترین آدم زندگی‌ام هم‌دل باشد. هنرمند برای ادامه دادن، به درک و حمایت نیاز دارد.

 

داماهی: زندگی شخصی و مسئولیت‌های خانوادگی تا چه اندازه می‌تواند بر تمرکز و استمرار یک هنرمند اثرگذار باشد؟

حسین نظری: خیلی زیاد. هنرمند اگر آرامش نداشته باشد، نمی‌تواند کار مداوم و باکیفیت انجام دهد. خانواده اگر همراه باشد، انرژی می‌دهد. اگر نباشد، تمرکز را می‌گیرد. به همین دلیل، من همیشه به هنرجوهایم می‌گویم که از ابتدا به این موضوع فکر کنند.

photo28610340148

داماهی: اوقات فراغت خود را معمولاً چگونه سپری می‌کنید و چه چیزهایی به شما برای بازیابی انرژی کمک می‌کند؟

حسین نظری: من تقریبا همیشه با سازم درگیرم؛ روزی نیم ساعت، یک ساعت یا بیشتر تمرین می‌کنم. ورزش هم می‌کنم، باشگاه می‌روم و گاهی شنا می‌روم. دریا به من خیلی انرژی می‌دهد. کتاب، به‌خصوص کتاب‌های روان‌شناسی، زیاد می‌خوانم. موسیقی هم گوش می‌دهم، اما بیشتر موسیقی‌های بی‌کلام یا آثار محلی ارزشمند. موسیقی شاد هم دوست دارم، ولی خودم بیشتر با آواز و کارهای ملایم ارتباط می‌گیرم.

 

داماهی: در بیرون از دنیای موسیقی، به چه حوزه‌ها، سرگرمی‌ها یا علایق دیگری توجه دارید؟

حسین نظری: به روان‌شناسی علاقه زیادی دارم و همواره مطالعه در این حوزه را دنبال می‌کنم. محیط‌زیست نیز برایم اهمیت ویژه‌ای دارد و طبیعت و دریا برای من صرفاً یک تفریح نیست، بلکه یک نیاز روحی و بخشی از زیست درونی‌ام به شمار می‌رود. در کنار این دغدغه‌ها، به طنزپردازی هم علاقه‌مندم و بازیگری نیز یکی از حوزه‌های مورد علاقه من است. در کارنامه هنری‌ام، تجربه بازی و آهنگسازی برای دو فیلم سینمایی دوشیزه‌جان و دُهت عمو، همچنین آهنگسازی برای تئاتر را دارم و در این مسیر، همکاری‌هایی نیز با ابراهیم پشت‌کوهی، از هنرمندان برجسته هرمزگان و کشور، داشته‌ام. بی‌تردید اگر در آینده در حوزه بازیگری فیلم سینمایی و آهنگسازی فیلم و نمایش فرصتی دست بدهد، با کمال میل می پذیرم.

 

داماهی: امروز که به گذشته نگاه می‌کنید، اگر قرار بود دوباره از ابتدا شروع کنید، آیا باز هم همین مسیر را انتخاب می‌کردید؟

حسین نظری: بله، حتما. با همه سختی‌ها، باز هم همین مسیر را انتخاب می‌کردم. چون این راه، راه هویت من بوده است. شاید اگر دوباره شروع می‌کردم، با آگاهی بیشتر و سریع‌تر حرکت می‌کردم، اما اصل مسیر را عوض نمی‌کردم.

 

داماهی: مهم‌ترین آرزوی هنری شما که هنوز محقق نشده، چیست؟

حسین نظری: من دوست دارم ساز قیچک محلی و مقام‌های رودبارزمین در دنیا شناخته شوند. هنوز خیلی‌ها حتی در ایران هم نمی‌دانند این ساز چیست. برای من مهم است که این ساز و این موسیقی، هویت مستقل خودشان را پیدا کنند و به‌درستی معرفی شوند.

 

داماهی: و در پایان، چه پیامی برای جوانان علاقه‌مند به موسیقی، به‌ویژه هنرمندان جنوب کشور دارید؟

حسین نظری: اول از همه می‌گویم سلامت روحی و جسمی‌تان را حفظ کنید. به سمت اعتیاد و چیزهایی از این دست نروید، چون هنر را نابود می‌کند. دوم اینکه از پایه و درست یاد بگیرید و به‌جای اتکا به لایک و دیده‌شدن ظاهری، کارتان را با نقد بسنجید. سوم هم اینکه نقدپذیر باشید. اگر نقد را بپذیرید، خیلی سریع‌تر رشد می‌کنید.

و یک خواهش دیگر هم دارم: هنرمندان محلی را ببینید. در جنوب، گنجینه‌های زیادی هست که هنوز معرفی نشده‌اند. اگر آن‌ها دیده شوند، موسیقی این منطقه هم جای واقعی خودش را پیدا می‌کند.

 

گفتگو از مصیب رجایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *