پایگاه خبری داماهی، سیده فاطمه حسینی دهویی، فعال رسانهای؛ دانش آموزان هرمزگانی در شرایطی بر صندلی امتحان مینشینند که ذهن و روانشان نه درگیر مرور آموختهها، بلکه گرفتار اضطراب، ناامنی، نگرانی از تداوم تهدیدها و ترس از شرایطی است که هر لحظه میتواند آرامش آنها را بر هم بزند.
در چنین فضایی، دیگر نمیتوان از «سنجش عادلانه» سخن گفت؛ چرا که آزمونی که باید معیار ارزیابی دانش و تلاش باشد، به محک تحمل فشار روانی و غلبه بر ترس بدل شده است.
در روزهایی که صدای نگرانی در خانهها، مدارس و حوزههای امتحانی پیچیده، خانوادهها با دلهایی ناآرام فرزندان خود را تا آستانه امتحان همراهی میکنند؛ در ظاهر آرام، اما در باطن سرشار از دلهره؛ چهره دانشآموزان نیز بهخوبی روایتگر وضعیتی است که نباید عادیسازی شود.
این فقط یک تصویر احساسی یا توصیفی رسانهای نیست، بلکه هشداری جدی درباره تهدید سلامت روانی و حتی جسمی دانشآموزانی است که در یکی از حساسترین مقاطع تحصیلی خود قرار دارند.
پرسش اساسی اینجاست: در چنین شرایطی، اولویت نظام آموزشی باید چه باشد؟ حفظ یک هماهنگی سراسری به هر قیمت، یا صیانت از امنیت، آرامش و سلامت دانشآموزان؟
اصرار بر برگزاری حضوری امتحانات و مخالفت با هرگونه تصمیم جایگزین، این دغدغه جدی را در افکار عمومی ایجاد کرده است که آیا در فرآیند تصمیمگیری، واقعاً شرایط خاص مناطق جنوبی و وضعیت روحی دانشآموزان دیده شده است یا نه؟
دانشآموزان هرمزگان مطالبهای فراتر از حق طبیعی خود ندارند؛ آنها فقط میخواهند در فضایی امن، آرام و قابل پیشبینی امتحان بدهند؛ جایی که ذهنشان از ترس خالی باشد و فرصت واقعی برای نشان دادن آموختههایشان داشته باشند.
تعویق چندروزه امتحانات در مناطق جنوبی کشور، نه خللی جدی در ساختار آموزشی ایجاد میکند و نه عدالت آموزشی را مخدوش میسازد؛ بلکه برعکس، میتواند نشانهای از درک شرایط، مسئولیتپذیری و توجه واقعی به اقتضائات میدانی باشد.
عدالت آموزشی فقط در یکسان بودن زمان و فرم آزمون خلاصه نمیشود؛ عدالت، زمانی معنا پیدا میکند که همه دانشآموزان در شرایطی نسبتاً برابر و ایمن امکان رقابت و ارزیابی داشته باشند.
وقتی گروهی از دانشآموزان ناچارند زیر سایه اضطراب، ناامنی و فشار روانی در جلسه امتحان حاضر شوند، سخن گفتن از عدالت، بدون توجه به واقعیتهای موجود، چیزی جز نادیده گرفتن حقیقت نیست.
این یادداشت، صدای دانشآموزانی است که در وضعیتی غیرعادی، مجبور به انجام کاری کاملاً عادی شدهاند؛ صدای خانوادههایی است که دلواپس امنیت فرزندانشان هستند. صدای معلمانی است که بهخوبی میدانند اضطراب، یکی از بزرگترین موانع یادگیری و عملکرد تحصیلی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است صدای دانشآموزان هرمزگانی شنیده شود؛ نه از سر ترحم، بلکه از موضع مسئولیت. تصمیمگیران آموزشی باید بدانند که امنیت روانی و جسمی دانشآموزان، موضوعی قابل تعویق یا کماهمیت نیست.
اگر قرار است آموزش، مسیر رشد، امید و آیندهسازی باشد، نخستین گام آن، فراهم کردن حداقل آرامش برای فرزندان این سرزمین است.
هرمزگان امروز فقط خواهان یک چیز است:
امتحان در شرایط امن، عادلانه و انسانی.