به گزارش پایگاه خبری داماهی، در روزگاری که جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی-صهیونیستی از ۹ اسفند ۱۴۰۴ بر کشورمان سایه افکنده، سهم هرمزگان از این تهاجم، تنها شنیدن اخبار دوردست نبوده است؛ اینجا جنگ، صدایی نزدیک دارد، صدایی که هر شب در هیأت انفجار، موشک و بمب بر آسمان و زمین این خطه میپیچد و خواب را از چشم کودکان، مادران، پدران و سالمندان میرباید.
مردم هرمزگان، جنگ را نه در تیترها، که در کوچههای خود لمس کردهاند؛ در حوالی خانههایشان، بر پیکر زیرساختهایشان، در مسیر رفتوآمد روزانهشان و در داغی که بر دل خانوادههایشان نشسته است.
نخستین جنایت دشمن در این استان، حمله موشکی به مدرسه شجرهطیبه میناب بود؛ جنایتی تکاندهنده که به شهادت ۱۶۸ کودک بیگناه، دانشآموزان دختر و پسر دبستانی، معلمان و شماری از والدین انجامید؛ حادثهای که نه فقط میناب، که وجدان هر انسان آزادهای را داغدار کرد.
پس از آن نیز آتش دشمن بر زیرساختها و اماکن عمومی و مناطق مسکونی بارها فرود آمد؛ حمله به تونل ها و پلهای ارتباطی در حالی که مردم با خودروهای شخصی در حال عبور و مرور بودند و جمعی از هماستانیها در همین رفتوآمدهای ساده و روزمره به شهادت رسیدند.
یا حمله موشکی به دکل مخابراتی تپه اللهاکبر بندرعباس که به شهادت یک مادر و مجروح شدن شدید فرزند خردسالش انجامید و چند تن از همسایگان نیز بر اثر موج انفجار مصدوم شدند.
و تازهترین نمونه، حمله دیشب آمریکا به جزیره قشم که در آن یک پدر، یک مادر و فرزند دو سالهشان به شهادت رسیدند و دو فرزند دیگر این خانواده مجروح شدند.
اینها اعداد و اسامی خشک نیستند؛ اینها پارههای تن همین مردماند.
اما آنچه هرمزگان را در این روزهای تلخ، به روایتی بزرگ و ماندگار بدل کرده، فقط عمق مصیبت نیست؛ عظمت ایستادگی است.
اینجا، زندگی با همه دشواریها هنوز جریان دارد و مردمی که شبها تا دیروقت، به سبب صدای مهیب انفجارها بیدار میمانند، صبح که میشود دوباره از جا برمیخیزند و به دنبال کار و مسئولیت روزانه خود میروند؛ گویی در دل این رنج، به جهان یادآوری میکنند که ملت ایران را نمیتوان با آتش و وحشت از پا انداخت.
در هرمزگان، نانوا با همان دستان آردآلود، چراغ نانوایی را روشن نگه میدارد تا نانِ گرم بر سفره مردم بنشیند؛ سبزیفروش، سبزی تازه به بازار میآورد تا نشانههای زندگی در کوچهها و محلات خاموش نشود؛ صیاد، دل به دریا میزند و برای رزق حلال، با همان صلابتی که موج را میشکافد، ترس را نیز پشت سر میگذارد و کشاورز و باغدار، در مزرعه و باغ، کار را رها نمیکنند؛ انگار خوب میدانند که ادامه زندگی، خود شکلی از مقاومت است.
در همین استان، پستچی هنوز مرسولهها را به دست مردم میرساند؛ حتی در محلههایی که شاید ساعاتی پیشتر، طعم تلخ حمله را چشیدهاند.
تاکسیها و اتوبوسهای شرکت واحد همچنان در رفتوآمدند و مسافران را جابهجا میکنند؛ کارمندان به محل کار خود میروند، اصناف و بازاریان کرکره مغازهها را بالا میکشند و بنادر، این قلب تپنده اقتصاد و معیشت جنوب، همچنان در حال جابهجایی کالا و مسافر میان سرزمین اصلی و جزایرند و این تپش، فقط تپش اقتصاد نیست؛ تپش اراده مردمی است که نمیخواهند زندگیشان متوقف شود.
در کنار این پویایی اجتماعی، مساجد هرمزگان نیز پررونقتر از گذشته شدهاند و صفوف بههمپیوسته نمازگزاران، اقامه نمازهای جماعت و جمعآوری کمکهای مردمی برای حمایت از رزمندگان، تصویری روشن از پیوند ایمان و مقاومت در این استان است.
مردم، هم دعا میکنند، هم کمک میرسانند، هم آمادهاند.
هرمزگان امروز، صحنه تلاقی کار و ایمان، اندوه و استقامت، داغ و غیرت است.
باید گفت زندگی عادی مردم هرمزگان در زیر سایه جنگ، یک عادیسازیِ ساده و بیتفاوتی در برابر خطر نیست؛ این، انتخابی آگاهانه برای ایستادن است.
این مردم، خطر را میبینند، داغ را میفهمند، صدای انفجار را هر شب میشنوند، اما تصمیم گرفتهاند تسلیم ترس نشوند.
آنان با کار کردن، با نان پختن، با صید کردن، با آبیاری باغ، با رساندن بسته پستی، با باز کردن مغازه، با اقامه نماز و با همدلی و کمک، به دشمن میفهمانند که این سرزمین را نمیتوان از درون تهی کرد.
هرمزگان در این روزها بیش از هر زمان دیگری نشان داده که مقاومت، فقط در سنگر نظامی معنا نمیشود؛ مقاومت، در متن زندگی مردم نیز جاری است؛ در ایستادگی مادری که با دل نگران، فرزندش را روانه مدرسه یا خانه خویشان میکند؛ در مردی که با وجود بیخوابی شبانه، صبح سر کار حاضر میشود؛ در کسبهای که چراغ بازار را روشن نگه میدارند؛ در صیادی که به امید روزی حلال راهی دریا میشود؛ و در مردمی که همزمان سوگوارند، هوشیارند و آماده دفاع از آب و خاک میهن.
امروز هرمزگان فقط یک استان مقاوم نیست؛ نماد ملتی است که حتی زیر باران موشک و بمب نیز زندگی را با شرافت، کار را با غیرت و دفاع از وطن را با ایمان معنا میکند.
دشمن شاید بتواند دیواری را ویران کند، پلی را بزند، خانهای را داغدار کند، اما نمیتواند اراده مردمی را که به بودن، ساختن و ایستادن باور دارند، درهم بشکند.
و این، مهمترین روایت هرمزگان است؛ روایت مردمی که شب را با انفجار به سر میبرند، اما صبح را با امید، کار و مقاومت آغاز می کنند.